نظرها ()بالاخره بعد از مدتها کشمش و کش و قوس سایت هیئت راه اندازی شد
از دوستان دعوت میشه سر بزنند
البته هنوز خام خامه
ولی به زودی با کمک دوستان عزیزمون در هیئت به روز رسانی میشه
یاعلی
برای مشاهده سایت اینجا یا روی عکس پایین کلیک کنید
نظرها ()نام «برای حسنآقا» انتخاب دلنشینی برای برنامه چند دقیقهای مهندس ضرغامی بود

زنده نگهداشتن نام و یاد بزرگان، رسم نیکویی است که هم ادای دین به حساب میآید و هم برای انجام کارهای بزرگ، انگیزه ایجاد میکند و چه بجا بود که چندشب گذشته مهندس ضرغامی، رئیس صداوسیما، در شبکه یک سیما درباره ویژگیهای شخصیتی سرلشکر و دانشمند شهید و پارسای بیادعا، حسن تهرانیمقدم، صحبت کرد و چه زیبا بود نام برنامه که با شخصیت شهید مقدم، تناسب دقیقی داشت و مانند وجود تربیتشده و ساختهشدهاش ساده و بیتکلف بود. نام «برای حسنآقا» انتخاب دلنشینی برای برنامه چند دقیقهای مهندس ضرغامی بود. انتخاب رئیس صداوسیما برای این برنامه به این دلیل بجا بود که مهندس ضرغامی این شهید بزرگوار را از زمان تحصیلات دوره متوسطه میشناخت و با او همکلاس و مأنوس بود و این دوستی و رفاقت، بعدها هم در شکل همرزم و همکار ادامه پیدا کرد؛ اما از بین سخنانی که مهندس ضرغامی درباره شهید مقدم گفت و خاطراتی که از وی نقل کرد، دو نکته بسیار مهم مرتبط با هم وجود داشت:
1- هنر حسنآقا استفاده از امکانات داخلی بود که یا دیده نمیشد و یا کمتر دیده میشد که برای انجام کارها و برنامههایش، با آنها شروع میکرد و کار و برنامه را معطل تأمین نیازها نمیکرد و با این روش، کار آغاز شده را به کاری درخور و بزرگ تبدیل میکرد
2- حسنآقا مظهر مدیریت داشتهها بود. حسنآقا در شناخت داشتهها بسیار تیزبین بود و ارزش آنها را میدانست و در کنار هم قرار دادن آنها و تبدیلشان به مجموعهای که خروجی شگرف داشته باشد، بسیار توانمند بود. این ویژگی در بهکارگیری نیرو، انتخاب مکان و تهیه ابزار و تجهیزات، بهوضوح دیده میشد. نبود امکانات مطلوب هیچگاه کار حسنآقا را متوقف نمیکرد.
سرجمع و خلاصه کار حسنآقا این بود که پس از جنگ وقتی موشک، محور راهبرد دفاعی ایران قرار گرفت، حسنآقا در قلب این راهبرد خیمه زد تا بنیه دفاعی کشور را به استحکامی برساند که فکر تهدید نظامی ایران، پیکر حرامیان را به لرزه اندازد که به لطف الهی به لرزه میاندازد. حسنآقا! روح بلندت به همراه ارواح یاران صادقت، شاد باد.
نظرها ()ای در غم تو ارض و سما خون گریست.. حسین
یه نوحه و یه غزل مصیبت زیبا و جانسوز از
ذاکر اهل بیت، مهاجر الی الله
کربلایی سید سجاد مشهدسری
نوحه: مرغ دل یک بام دارد دو هوا
نظرها ()انسان گاهی بدون توجه، دانه ای از دستش به روی زمین می افتد و در لا به لای خاک ها گم می شود. کاه را از گندم جدا کرده و آن را به مصرف کاه گل می رساند و خیال نمی کند که دانه ای هم در اینجا موجود است. فصل بهار می رسد، گندم گمشده که به چشم نمی آمد سر از خاک بیرون می آورد و خود را به صورت جانداری درآورده می گوید من هستم. تو خیال کردی من گم شده ام، گم شدن در کار نیست.
انسان ها وقتی که تمام اعمال خود را نوشته و ثبت شده و حاضر می بیند با کمال تعجب می گویند: این چه نوشته ای است که کوچک و بزرگ را باقی نگذاشته مگر آن که همه را جمع آوری کرده است. «الدنیا مزرعه الاخره» یعنی در اینجا می کاریم و در آنجا برمی داریم.
قرآن کریم گاهی موضوع زنده شدن زمین را در فصل بهار برای شهادت بر توحید می آورد و گاهی به عنوان نمونه یک رستاخیز کوچک و تبدیل صورتی به صورت دیگر. خدا به ما هشدار می دهد همان طوری که در نظام جزئی زندگی زمینی شما، مردن و زنده شدن هست، هر تخمی و بذری که در یک فصل سال در زمین افشانده شود، در فصل دیگری همان بذر رشد و نمو می کند. در یک فصل به مناسبت آن فصل، آن تخم، جامد و افسرده و بی جان است و در فصل دیگر همان تخم به صورت زنده و جاندار ظهور می کند.
هر چیزی که زیاد و عادی شد، اهمیتش از نظرها می افتد، مردن و زنده شدن زمین از همین قبیل است. عمر طبیعی هر کدام از ما طوری است که در دوره زندگی خود بارها این سنت الهی را می بینیم ولی در نظر ما مهم نیست.
فرصت کوتاه عمر و زندگی دنیا تنها جایی است که انسان می تواند خود را برای ابدیت بسازد و این فرصت بی بدیل و بی نظیر هرگز تکرار نخواهد شد.
هر انسانی افزون بر این که خود را می سازد، با نیت و کارهایش، فضای آخرت خود را نیز می سازد. به این معنا که هر کسی بهشت و دوزخ خویش را می سازد و امکاناتی که در بهشت یا دوزخ در اختیار اوست همان چیزهایی است که انسان با خود از دنیا می برد. در حقیقت در آن جا تنها به درو و بهره برداری از محصول و کشته های خود می پردازد و هر آن چه در مزرعه دنیا و کشتزار آن کشت کرده را درو می کند.

برگرفته از بیست گفتار
استاد شهید مرتضی مطهری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نظرها ()در جایی خوندم و یا شنیدم که روزی فردی از همدان برای امیرالمونین علی (علیه السلام) عسل هدیه آورد. حضرت از او تشکر کردند و دستور دادند یتیمان کوفه رو جمع کردند، در پیش چشم دیگران انگشت خودرا در عسل میگذاشتند و در دهان یتیمان می نهادند و بدینوسیله از آنان دلجویی می کردند، طوری که یکی از ناظران میگفت آرزو داشتم که یتیم بودم تا اینگونه مورد مهر و محبت مولای متقیان علی علیه السلام قرار بگیرم...
حسینیه امام خمینی، امروز در آخرین روز از هفته دفاع مقدس، در دیدار رهبر معظم انقلاب با شماری از جانبازان قطع نخاعی، سرشار از عطر "حماسه و ایثار و استقامت" شد و خاطرات "دلدادگی و وفاداری" رزمندگان میهن را به "اسلام و امام و انقلاب" دوباره در یادها زنده کرد...

در این دیدار که لبریز نشاط و طراوت معنوی بود، حضرت آیت الله خامنه ای از نزدیک با دهها نفر از اسوه های صبر و استقامت، گفتگو کردند و ایمان و پایداری آنان و خانواده های عزیزشان را مورد تحسین و تجلیل قرار دادند.... امروز وقتی این صحنه رو از تلویزیون دیدم ؛ وقتی دیدم رهبر معظم انقلاب چطوری با این جانبازان عشقبازی می کنه و اونارو نوازش میکنه ،من هم آرزو کردم کاش یک ویلچر نشین بودم......
چند دقیقه بعد یه جورایی جوابمو گرفتم. شبکه 3 حاج آقا پناهیان داشتند درمورد آموختن خداشناسی به کودکان و نوجوانان صحبت می کردندو حدیثی گفتند که مضمونش این بود:
«اگر مومنین بدانند در هنگام سجده چگونه رحمت من آنها رادر آغوش میگیرد، هیچگاه سر از سجده بر نمی دارند»
ـــــــــــــــ
پانوشت: پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری...
این هم دوتا یادگاری از سیدسجاد برای شهدا...
دانلود قطعه اول : شهدا شرمنده ایم...
دانلود قطعه دوم: در خاطرم شد زنده..
نظرها ()
خداحافظ ای ماه غفران و رحمت / خداحافظ ای ماه عشق و عبادت
خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها / خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی
خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه / خداحافظ ای بهترین ماه الله
نظرها ()آمد خبر که من خبری دست و پا کنم
برقلب مرده ام شرری دست و پا کنم
ماه خدا عیان شد و درمانده مانده ام
در چشم کور یک قمری دست و پا کنم
سوز و فضای عطر مناجات روبراه
مستولی است تا جگری دست و پا کنم
آوای ربنا و ابوحمزه می رسد
باید که دیدگان تری دست و پاکنم
حال و هوای عالم و آدم عوض شده
باید که در دلم؛اثری دست و پا کنم
باید از این دیار جنایت فرار کرد
باید که مقصد سفری دست و پا کنم
دل بردن از خدا که طریق عوام شد
بیچاره گشته ام هنری دست و پا کنم
قامت خمیدگان گنه راست گشته اند
کو دغدغه که من کمری دست و پا کنم
ماهش رسید و کام دلم تلخ می شود
باید که زودتر شکری دست و پا کنم
مردم خلیل خالق خود گشته اند و من
در قصه گشته ام پسری دست و پا کنم
چشم رفیق می نگرم،غبطه می خورم
یک اشک سیر در سحری دست و پا کنم
از پیش چشم صاحب خود دور گشته ام
کو فرصتی که من نظری دست و پا کنم
درهای آسمان همه باز است؛می پرند
وقتش رسیده بال و پری دست و پا کنم
چشم همه به سوی دری بین آسمان
من خیره مانده ام که دری دست و پا کنم
باب الحسین مانده فقط، شکر ای خدا
پیغام او رسیده سری دست و پا کنم
نظرها ()