سلام علی قلب الزینب الصبور
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ۳:٢٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ امرداد ۱۳۸٥
 

سلام بر کهکشان غم
سلام بر عقیله بنی هاشم
سلام بر ام المصائب
سلام بر خواهر سلطان دین
سلام بر ثانی زهرا (س)
سلام بر زینت علی (ع)
سلام بر شریکة الحسین (ع)
سلا بر پیغمبر عاشورا
سلام بر روزی که متولد شد وروزی که از این دنیا پرکشید وروزی که محشور میشود

بزرگي هرکس را مي توان از بزرگي مسئوليت هايش باز شناخت و آن مسئوليتي که به عهده عقيله بني هاشم بود رسالت و پيام آوري بود. تمام شامات، دين ورزي خود را مديون زينبند. هم چنان که روح مودت آل رسول صلي الله عليه و آله و رواج مکتب تشيع در آن بلاد براساس روشنگري هاي اوست.

اين مسئوليت سنگين ويژگي هاي فوق العاده اي مي طلبد که همه آنها به تمام معنا در اقاليم وجود زينب کبري- سلام الله عليها- حضور دارند. بدون اين خصايص، به دوش گرفتن رسالت و پيام آوري که استواري و صلابت کوه را مي طلبد، امکان پذير نيست. اولين و مهمترين صفت، محبت و عشقي وافر و بي کرانه به ذات احديث حق است که .....

امشب از عمق جانم سوخته
بیشتر از این نمی تونم بنویسم
اگر دوست دارید بیشتر از خانم بدونید ،اینجا و 
اینجا کلیک کنید .

 


 
 
 
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٧:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸٥
 
آنانکه علی راخدا میپندارند کفرش به کنار عجب خدایی دارند


این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.
 
 
باران رحمت
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٦:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸٥
 

 

اي علي! باران رحمت بر كوير سينه اي

آسماني عشق، يعني شهري از آيينه اي

وسعتي نوري كه دنيا دائماً محتاج توست

سرزميني ناتمامي، آسمان ها تاج توست

آبروي آدميزادي، بشر مديون توست

آفتاب صبح يلدايي، سحر مديون توست

در كوير روزهاي تشنگي و اشك و آه

دست هايت سايبان كودكان بي پناه

اسم پاكت قوتي در كوره راه بي كسي

ياد تو آرامشي در لحظه دلواپسي

ذوالفقارت رهگشاي قله آزادگي

واژه هايت مشعلي تا قريه آيينگي

بوي قرآن، بوي پاكي، بوي مردم مي دهي

بوي دريا، بوي باران، بوي زمزم مي دهي

بوي پرواز كبوتر، بوي آيه مي دهي

بوي لالايي مادر زير سايه مي دهي

مي شود با عشق تو آيينه ها را فتح كرد

خيبر فولاد وار سينه ها را فتح كرد

مي شود همراه با انديشه ات پرواز كرد

درب آبي رنگ شهر آسمان را باز كرد

اي بشر! اي مبتلاي نان و فولاد و دغل

آري آري «از علي آموز اخلاص عمل»

گه كنار خاك و خون ذوالفقار و خيبر است

گه انيس لحظه هاي روشن پيغمبر است

از علي دائم مددجو گر تو را هر مشكلي است

هر چه باشد حيدر است، هر چه باشد او علي است

با علي همدم بشو تا با خدا مونس شوي

در هجوم موج ها آسوده چون يونس شوي

اي علي! اي ابر رحمت بر تن پاييز ما

اي اميد دست و بال از دعا لبريز ما

گر تهي دستيم و آلوده دليم و رو سياه

زمزم عشق تو ما را مي كند پاك از گناه

 

شاعر : يعقوب حيدري


روزی امیرالمومنین علی (ع) خدمت رسول الله (ص) رسیدند وعرضه داشتند : یارسول الله ازشما خواهشی داشتم. رسول الله که شدیدا مولا را دوست می داشتند فرمودند : یا علی برگو تا اجابت کنم.

امیرالمومنین (ع) فرمودند یا رسول الله (ص) از خدواند برای من آمرزش بخواه

بابا خودمونیم ها بببین علی (ع) از پیغمبر (ص) چی میخواد خوب فکر کن خودتو بذار جای امیرالمومنین(ع) اگر تو بودی چی میخواستی؟ تازه رسول الله ضامن اجابتشه

ای بابا

آقا رسول الله (ص) به کناری رفتند و دو رکعت نماز به جای آوردند. سپس دست ها را به دعا بلند کردند وفرمودند بارالها تورا به حق علی قسمت می دهم علی را آمرزش فرما

امیرالمومنین که خود ناقل این روایت هستند ؛ میفرمایند: من از این سخن پیامبر تعجب کردم وگفتم یارسول الله این چه دعایی است که میفرمایید؟

رسول خدا تبسمی کردند وفرمودند: بله باید هم تعجب کنی ولی اشتباه نشنیدی

علی جان ! به خدا قسم اگر در نزد خودم کسی را عزیز تر وگرامی تر از تو داشتم خدا را به جان او قسم میدادم

اشاره: جای دیگه ای اینطوری شنیدم که رسول الله (ص) فرمودند :در نزد خودم کسی از تو گرامیتر نیافتم

به آسمانها نگاه کردم از تو محبوب تر نیافتم

به زمین نگاه کردم از تو عزیزتر نیافتم

**********

ضمیمه : دلم می خواست باز هم بنویسم ولی از طولانی شدن میترسم

روایات خیلی زیاده واسه اونهایی که دنبال مدرک وسند هستند عرض کنم که چون تو سندش شک داشتم ودقیق نمیدونستم از یکی از عزیزان بزرگوار خواستم صحیح شو پیدا کنه انشاءالله سعی میکنم تا جمعه سندشو بنویسم

یا علی مدد

به امید پیروزی حزب الله

 


 


 
 
آن روز که يک مسيحي عاشق شد
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٥
 
سلام
قبل از هر چیز میلاد مولی الوحد امیرالمومنین علی (ع) و روز پدر رو اول به صاحب الزمان(عج)، رهبر معظم انقلاب، امت مسلمان ، پدر خودم وهمه پدران تبریک وتهنیت میگم
 
به مناسبت این ایام خجسته در نظر درام هر شب با یه مطلب جدید به روز باشم واین پست ها بیشتر پیرامون امیرالمونین (ع) هست.
قسمتی از اولین مطلب رو با هم میخونیم :( چون طولانی بود لینکش رو میذارم برای علاقه مندان)
اگر حالشو داری تا آخرشو بخون .خدایی آدم مات ومبهوت میشه. منکه خجالت کشیدم . اگر نمیشناختمش باور نمیکردم مسیحی باشه. مثلا بقول خودمون بچه شیعه هستی. ببین یه مسحی چقدر تعصب نسبت به امیرالمومنین داره که اسم مولا را بدون ذکر امام نمی بره. کسی که میگه من مسیحی ام و....
خدایا معرفت مارو نسبت به امیرالمومنی بیش از پیش بفرما
آمین

عاشقان اميرالمؤمنين در تمام دنيا با کتاب الامام علي، صوت العدالة الانسانيه جرج جرداق، نويسنده بزرگ لبناني آشنا هستند.

تتبع و تحقيقات جرج جرداق، واکاوي و تفحص در زندگي و احوالات اميرالمؤمنين نيست؛ بلکه شرح عشقي است به شخصيتي بزرگ و فراانساني.

در سال 2002 ميلادي رضا اميرخاني، داستان نويس کشورمان که به همراه تعدادي از نويسندگان ديگر به لبنان سفر کرده بودند، ديداري نيز با جرج جرداق داشته که، شرح اين ديدار را در اينجا براي شما عزيزان مي آوريم.

واقعيت آن است که ما - 5 نويسنده - از طرف جميعت دفاع از ملت فلسطين و با پشتيباني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي به لبنان رفته بوديم. صبح وقتي ميزبان مان، هاشمي رايزن فرهنگي فعال و نشيط جمهوري اسلامي، خبر لغو سفر بعلبک را - به دليل شرايط بد جوي - به ما داد، بدجور پکر شديم. هيچ خيال نمي کرديم که ايشان پيشتر براي خالي نبودن برنامه، وقتي براي ساعت 12 ظهر دوشنبه چهاردهم بهمن ماه 1381 از جرج جرداق گرفته است.

خانه جرج جرداق، در محله الحمرا است. محله اي مسيحي نشين در شمال غرب بيروت؛ بيروت نمايشگاهي است از ملل و مذاهب. شوخي نيست، کشوري با حدود 10 هزار کيلومتر مربع مساحت و 3 ميليون نفر جمعيت، 18 مذهب رسمي دارد. تا پيش از رفتن به لبنان همواره برايم سؤال بود که هويت يک لبناني چگونه تعريف مي شود؟ چه مؤلفه هايي هويت لبناني را مي سازد؟ کشوري به اين کوچکي چگونه توانسته است تا اين حد خبرساز باشد و در فرهنگ پيشرو؟ چه چيزي جز زبان، اين کشور را که در آن هيچ نماد عربي – پوشش، معماري، حتي آب و هوا! – ديده نمي شود، با ساير کشورهاي عرب پيوند داده است؟ تقابل مدرنيسم فرانسوي و سنت عربي چه آش درهم جوشي را پديد آورده است؟ کهن الگوي انسان لبناني کيست؟
.....
(متن کامل)



 
 
این معز الاولیا و مذل الاعدا
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ۳:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٥
 
اي فرزند احمد! آيا بسوي تو راهي هست تا ديده شوي؟
آيا روز فراق و جدايي ما به فرداي وصال ميرسد تا قدر و منزلت يابيم؟
چه وقت بر آبشخور هاي پرآب وشيرين تو وارد مي شويم تا سيراب شويم؟
کي از آب زلال وگوارايت سيراب ميشويم که تشنگي شديد به دارازا کشيد
چه موقع بامداد وشبانگاه به حضورت مي رسيم تا ديدگان ما به جمالت روشن شود؟
کي مي شود تو ما را وما هم تورا ببينيم؟ در حالي که پرچم ياري دين خدا را برافراشته باشي؟
آيا مارا در پيرامون خود خواهي ديد ،در حالي که پيشواي مردم بوده و زمين را از عدل پر کرده  و خواري وکيفر را به دشمنانت چشانده و سرکشان و منکران را هلاک نموده ومتکبران را ريشه کن کرده باشي؟
آقاجان مولاجان ..
بذار با زبون خودموني بگم به خدا خسته شديم
بابات علي که خودش مظلوم بود طاقت نداشت اشک يه مظلوم رو ببينه
ببين چطور بچه هاي مظلوم تو رو تو لبنان قتل عام ميکنند
قربون اون صبر حيدري تو
تو که مايه عزت انبيا هستي ، تو که باعث خواري دشمنا هستي چطور ميتوني ببيني شيعه هاي تو ، اونهايي که هميشه دم از تو  ميزنند،همونهايي که لبيک يا حسين شون گوش آمريکا و اسراييل و جهانيان رو کر کرده، خوار و کوچيک بشن
حاشا به غيرتت آقا جان
اما نه
من اشتباه نمي کنم
اگر هم شاکي هستم به خاطر اين دل صاحب مرده است که تنگ تو شده
آقا خيلي بدم ولي
بي امتحان مرا به غلامي قبول کن   رسوا شود دل من اگر امتحان دهد
بيا و مثل هميشه تو در حق من خوبي کن
بيا ودل منو اينبار هم نشکن
به حق رحمة للعالمين رسول الله (ص)
به مظلوميت بابات علي(ع)
به عصمت مادرت زهرا(س)
به صبر عموت حسن (ع)
به خون گلوي جدت حسين (ع)
به خون پاک مردم بيگناه لبنان
آقا بيا


 
 
بدترین عذاب
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ امرداد ۱۳۸٥
 
بعضی وقتها فکر میکنم چقدر ما آدمها میتونیم پست باشیم.همون پستی که خدا میگه (اولئک کالانعام بل هم اضل) خوب حالا این آدم پست چهعغذابی در انتظارشه. اصلا تا حالا به این فکر کردید که بدترین عذاب برای یک انسان چیه؟
آتش شعله ور جهنم !!!
اژدها ومار وعقرب و ... که خدا میگه تو جهنم منتظر گنهکاران هستند؟
نار حامیه؟
نه. بذارین یه داستان کوتاه دیگه از حضرت موسی(ع) براتون بگم:
یکی از مردم بنی اسراییل خیلی گناه میکرد. موسی (ع) خیلی اونو نصیحت وتبذیر وتبشیر کرد . اما این حرفها به حالش تاثیری نداشت قلبش اونقدر سیاه شده بود که حرف پیامبر خدا دراو بی اثر بود.
یه روز موسی بهش گفت :میدونی با این همه گناه چه عذابی در انتظارته؟
مرد گفت: موسی تو همش برای من از عذاب خدا حرف میزنی منکه با این همه گناه عذابی ندیدم .اگر راست میگی برو به خدا بگو منو عذاب کنه
موسی(ع) از این بی ادبی مرد ناراحت شد. وقتی مانند همیشه برای عبادت وگفتگو با خالق بی نیاز مشغول بود ، شرم کرد حرف اون مرد گنهکار رو به خدا بزنه. آخه موسی(ع) پیامبر خداست ولی در برابر خداوند همچون عبدی ذلیل وبی دست وپا خاشعانه وخاضعانه با او صحبت می کنه.
خدای تبارک وتعالی فرمود: یا موسی (ع) چرا پیغام بنده منو به من نمیرسونی؟
موسی خجالت زده شد
خدا فرمود: «برو به او بگو من او را عذاب کردم او خود بی خبراست
همین که او از من دور شده وبسوی من نمی اید بالاتری عذاب برای یک بنده است. همین که او مرا نمی خواند وبا من سخن نمیگوید بد ترین مجازات یک گنهکار است.....»

***************

خدایا، منو از خودت دور نکن. اگر هم من دارم ازتو دور میشم ،تو منو رها نکن
الهی لا تکلنی الی نفسی طرفة عین ابدا
خدایا میدونم دچار بدترین بیماری یعنی غفلت هستم ، که خودت فرمودی :«کسانیکه چشم دارند اما نمیبینند گوش دارند اما نمیشنوند قلب دارند ولی درک نمی کنند مانند حیواناتند بلکه پست ترند .همانا اینها از غافلان هستند»*
اما تو رو دوست دارم. مرا دریاب
برحمتک یا ارحم الراحمین

*سوره وآیه رومیذارم به عنوان مسابقه شما جوابشو پیدا کنید