روز قدس روز اسلام...
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٥
 
فردا جمعه است.اما نه جمعه ای مانند جمعه های دیگه. شاید این جمعه نبودن اون یار سفر کرده رو بیشتر حس کنیم.
شاید اینبار که بغضمون بترکه وراه گلومون بند بیاد بفهمیم چقدر تنها شدیم شاید...
شاید این جمعه بیاید شاید...
پرده از چهره گشـاید شاید...
میدونم که درد آقا بیشتر از ماست. آخه اون مظهر رحمت و مهر عطوفته واسه اش سخته ببینه یه عده  وحشی غاصب از خدا بی خبر اینطور مردم رو  به خاک وخون میکشند.
پس این جمعه همراه با فریاد های مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل و با مشتهای گره کرده دوباره حماسه سازیم.
این جمعه جای خالیشو بیشتر احساس می کنم وبرای ظهورش دعا می کنیم

اللهم عجل لولیک الفرج
آمین


 
 
 
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ مهر ۱۳۸٥
 
علی از استخوان مانده در حلقوم راحت شد...


این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.
 
 
اشکهايم برای تو
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٥
 

رمضان قدر بدان ماه تمامت آمد             رحـمت واسعـه در سـفره عامت آمد

چه مبارک سحری بوذ وچه فرخنده شبی  آن شب قدر که خورشید به بامت آمد

ماه رحمت ماه توبه مه غفران مه نور      چـه سحـر اخـتـر تابـنده سلامت آمد

بانگ تکبیر براور که خدا چهره گشود       ســر تسلـیـم فــرود آر ، امامت آمد

رزوه دار! ار ندهی دل به تولای حسن       باخبر باش که این روزه حرامت آمد

خوش ترین ذکر در این ماه ثنای حسن است

مهر این روزه سی روزه ولای حسن است

سلام به همه . شرمنده گل روی شما. یادم رفته بود لینک این یادداشت رو بذارم اینم لینک هفته: آهای رهگذر وبلاگ یکی از رفقای قدیمی دلنوشته هاش جالبه بخونین