خداحافظ رمضان
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ مهر ۱۳۸٦
 

خداحافظ
کاش میشد از پیش ما نروی
همیشه برای آمدنت بیقرار بودیم
وقت رفتنت اشکباریم
گرچه عید می گیریم ولی...
انگار عزاداریم
گفتند تو را بدرقه کنیم
دردانه آفرینش رجب و شعبان به استقبال تو میآمد ..
و نیمه ای از شوال را بدرقه ات می کرد
آمدی به سفره هامان برکت دادی
آمدی و غبار از خاطر غمزده مان رُفتی
آمدی و زنگار از آیینه دلهامان شستی
آمدی و در گوش جانمان سخن عشق گفتی..
که چه خوش گفته اند:

« از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر...»
آمدی و به نا امیدان امید بخشیدی
 « لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا »

آمدی و در یک شب هشتاد سالمان را مقدر کردی

آه که چه زود می روی
کاش می شد که از پیش ما نروی
خدا حافظ
خدا حافظ رمضان

******************
صبر کن
من در اشتباهم
این تو نیستی که میروی
ما می رویم
تو میهمان نه ، که میزبان بودی
ماییم که قطار عمرمان در ایستگاه تو توقف کرد
استفاده نکردیم
کاش می شد که نرویم



یا علی

 
 
درد دل امام زمان (عج) در شب قدر
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٢:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ مهر ۱۳۸٦
 

لیلة القدر است ای دیده ببار ... اشک بر جرم وگناه بیشمار

لیله قدر و شب عید دل است ... فیض حق بر بندگانش کامل است

لیله قـدر و خـدای مهربان ... بگذرد از اشتباه بندگان

لیله قدر و شب ذکر و دعـاست .. .وقت رفتن تا نجف ، تا کربلاست

در سحرگاهش خدا را بنگرید ... یوسـف آل عبا را بنگرید

دل به هم داده به هم مونس شوید ... تـا فدای زاده نرجـس شوید

تا بیاید انتظار مـا به سر ... قدر بشناسید این وقت سحر

وه چه خوش گفته رسول کردگار ... افضل الاعمال باشد انتظار

انتظاری که نبی فرموده چیست؟ ... منتظر در مَنظر آن یار کیست؟

منتَظِر باید به راه منتَظَر ... بگذرد از هستی و از جان و سر

گر بـیاید آن امام با وفـا ... در میان جمع ما پرسد ز ما

کو نشان شیعگی شهرتان؟ ... تا نمایم من دعایی بهرتان

خویش را در مهلکه انداختید ... چون امام خویش را نشناختید

گوییا درس جدیدی خوانده اید ... غافل از رسم شهیدان مانده اید

زود آدمهای دنیایی شدید ... با گناه خود پذیرایی شدید

رفت از یاد شما آن روزها ... گریه ها و ناله ها و سوزها

دوری از راه سعادت می کنید ... غفلت از شوق شهادت می کنید

یک نفر بی جرم و بی تقصیر نیست ... این کدورتها که بی تاثیر نیست

عفت وشرم وحیا ، ایمان چه شد؟ ... غیرت ناموسی مردان چه شد؟

نان شُبهه ، لقمه مردم شده ... چادر زنهای شیعه گم شده

کو حجاب فاطمی بانوان؟ ... کو مرام خالص نسل جوان؟

نیست از هجرم دلی غرق ملال ... بسکه کردید هر حرامی را حلال

نیست یک خانه نجیب و بی گناه ... تا شبی آنجا بگیرم من پناه

من امامم سرپناه من کجاست؟ .... هیئتی ها جایگاه من کجاست؟

وای در هیئت اگر غفلت کنید ..! ... از زنا بدتر اگر غیبت کنید ..!

عمرتان صرف سخن چینی گذشت .... در لباس دین ، به بی دینی گذشت

من چراغ و ریسه می خواهم چکار ؟ ... شیعه می خواهم که باشد پای کار

شیعه خالص به دنبال من است ... دائما فکر من وآل من است

منتظر باشید تا آیم ز راه .... بی پناهان را دهم آخر پناه

من دعاگوی شما هستم ولی .... از شما خواهم گدایی از علی

راه جدم مرتضی راه من است ... هر که در این راه باشد ایمن است

الهی العفو....