میم الف دال ر
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٥:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ تیر ۱۳۸٧
 


سلام مادر
روزت مبارک
...............
این یادداشت رو سال گذشته وقتی همراه مادربزرگم به آرامگاه رفته بودم تا در روز مادر به سر قبر مادرش یعنی مادر مادربزرگم- بره ، به ذهنم اومد
تو سررسید نوشتم.
امروز داشتم ورق میزدم ببینم پارسال تولد حضرت زهرا(س) چه روزی بود، اتفاقا بهش برخورد کردم دیدم جاش همینجاست
باید امروز نوشت..
واون یادداشت:
روز مادر همیشه اونهایی که پیش مادرشون نیستند یعنی در کنار پدر ومادرشون زندگی نمیکنند ومستقل زندگی میکنند ،  به دیدن مادرشون میرن
رسم خیلی خوبیه ، به یمن ولادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) مادر خلقت و مادر همه انسانها و مومنین که حضرت امام خمینی (روحش شاد و در بهشت رضوان مستدام باد) این روز را  روز مادر و  روز زن نامیدند.

این روزها مرسوم شده که برای مادر گل میخرن شیرینی میخرن، هدیه میگیرن و همه اشتیاق دارن

وقتی به دیدن مادر میریم ازش میخواهیم که برامون دعا کنه که خدا از ما راضی بشه و ما عاقبت بخیر بشیم. دعای مادر ، از دعای پیامبر(ص) ، به گفته خودش بالاتره.

پس در این روز عزیز و با توجه به این آیین پسندیده و خوب مادرها معمولا چشم براه فرزندانشون هستند.

همه اینها رو گفتم فقط وفقط...

امروز که روز مادر بود یه مادری از صبح چشم انتظار بود که پسرش ، عزیزش، حاصل عمرش بیاد و اونو در آغوش بگیره ، دستش رو ببوسه ،کنار بشینه تو چشماش نگاه کنه....

ولی غروب شد ؛ نیومد..

اونوقت مادر با دل شکسته به راه افتاد به طرف گلزار شهداء

با یه ظرف آب یه سنگ قبر رو شست..سنگ قبر فرزند رشیدش رو شست..سنگ قبر میوه دلش..حاصل عمرش..تنها امیدش..

یه شمع کنار عکسش روشن کرد و در حالی که با گوشه چادرش شبنم اشکهاشو از گلبرگ صورتش پاک میکرد، و بغض سالها دوری و رنج فراق در صداش فریاد میزد، زیر لب گفت:

سلام پسرم...امروز هم که روز مادر بود باز نیومدی...ولی من اومدم...