کاربران شبکههای اجتماعی با انتشار تصویری قدیمی از به اسارت گرفتن گروهی از سربازان عراقی توسط یک نوجوان بسیجی نوشتند:
آقایان اماراتی: خوب به این عکس نگاه کنید!!!!
همین یه جوجه برای 7 پشتتان کافی است


ــــــ
ــــــــ
ــــــ
با صدای زیبای آسید سجاد
ــــــــــــــــ
یافاطمه ای منشاء خیرو برکات
مهر تو بود قبولی صوم و صلات
فرمود نبی خدا گناهش بخشد
هرکس که فرستد برای تو صلوات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ولادت با سعادت یگانه دردانه آفرینش، بضعه رسول، کفو علی و مادر یازده ولی و روز مادر و هفته زن برهمه بخصوص زنان و مادران پاکدامن ما مبارک باد
نظرها ()جعفربن یونس، مشهور به «شبلی» از عارفان نامی و پر آوازه قرن سوم و چهارم هجری است. وی استاد بسیاری از عارفان پس از خود بود. در شهری که شبلی می زیست، موافقان و مخالفان بسیاری داشت. در میان خیل دوستداران او، نانوایی بود که شبلی را هرگز ندیده و فقط نامی و حکایت هایی از او شنیده بود. روزی شبلی از کنار دکان او می گذشت. گرسنگی، چنان، او را ناتوان کرده بود که چاره ای جز تقاضای نان ندید، از مرد نانوا خواست که به او، گرده ای نام، وام دهد. نانوا برآشفت و او را ناسزا گفت. شبلی رفت.
در دکان نانوایی، مردی دیگر نشسته بود که شبلی را می شناخت. رو به نانوا کرد و گفت: «آیا می دانی آن مردی که الان از خود راندی و لقمه ای نان را از او دریغ کردی، شبلی بود؟!» نانوا، سخت منفعل و شرمنده شد و پریشان و شتابان، در پی شبلی افتاد و عاقبت او را در بیابان یافت. بی درنگ، خود را به دست و پای شبلی انداخت و اصرار کرد که: «منت بر من بگذار و شبی را در سرای من بگذران تا به شکرانه این توفیق و افتخار که نصیب من می گردانی، مردم بسیاری را اطعام کنم.» شبلی پذیرفت.میهمانی عظیمی بر پا شد. صدها نفر از مردم بر سرسفره او نشستند. مرد نانوا صد دینار در آن ضیافت هزینه کرد و همگان را از حضور شبلی در خانه خود خبر داد.بر سر سفره، اهل دلی روی به شبلی کرد و گفت: «یا شیخ! نشان دوزخی و بهشتی چیست؟» شبلی گفت: «دوزخی آن است که یک گرده نان را در راه خدا نمی دهد؛ اما برای شبلی که بنده ناتوان و بیچاره او است، صد دینار خرج می کند
نظر: به این داستان از زاویه دیگری نیز می توان پرداخت و آن اینکه برخی از ما شاید صدها کار مستحب و خیر انجام دهیم، اما از واجبات غافل باشیم، نذر و نذورات و مراسم مذهبی مستحب می گیریم، اما درباره واجبی چون نماز کاهلی و تنبلی می کنیم. به همین دلیل است که مولا علی(ع) می فرمایند: «مستحباتی که تو را از انجام واجبات باز می دارد، ترک کن.!!»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت: این پانوشت هیچ ربطی به مطلب بالا نداره چون فکر می کنم به انداه کافی نوشته بالا خودش گویا و رساست
این لینک:( خلیج فارس) صفحه ای از پایگاه دانشنامه آزاد ویکی پدیاست که صفحه مربوط به خلیج فارس خودمونه

اگر کمی به زبان انگلیسی تسلط داشته باشید و این صفحه رو مطالعه کنید ، خواهید دید که جز نام زیبای "خلیج فارس" از هیچ کلمه مجعول دیگه ای استفاده نشده
نظرها ()
نظرها ()
نظرها ()
این عکس گویاست و توضیح و تشریح نمی خواد
بنده فقط برای عرض شرمندگی و پوزش خواهی بابت دیرکرد بروز رسانی خواستم کلامی بنویسم
یاعلی
نظرها ()
نظرها ()بالاخره بعد از مدتها کشمش و کش و قوس سایت هیئت راه اندازی شد
از دوستان دعوت میشه سر بزنند
البته هنوز خام خامه
ولی به زودی با کمک دوستان عزیزمون در هیئت به روز رسانی میشه
یاعلی
برای مشاهده سایت اینجا یا روی عکس پایین کلیک کنید
نظرها ()نام «برای حسنآقا» انتخاب دلنشینی برای برنامه چند دقیقهای مهندس ضرغامی بود

زنده نگهداشتن نام و یاد بزرگان، رسم نیکویی است که هم ادای دین به حساب میآید و هم برای انجام کارهای بزرگ، انگیزه ایجاد میکند و چه بجا بود که چندشب گذشته مهندس ضرغامی، رئیس صداوسیما، در شبکه یک سیما درباره ویژگیهای شخصیتی سرلشکر و دانشمند شهید و پارسای بیادعا، حسن تهرانیمقدم، صحبت کرد و چه زیبا بود نام برنامه که با شخصیت شهید مقدم، تناسب دقیقی داشت و مانند وجود تربیتشده و ساختهشدهاش ساده و بیتکلف بود. نام «برای حسنآقا» انتخاب دلنشینی برای برنامه چند دقیقهای مهندس ضرغامی بود. انتخاب رئیس صداوسیما برای این برنامه به این دلیل بجا بود که مهندس ضرغامی این شهید بزرگوار را از زمان تحصیلات دوره متوسطه میشناخت و با او همکلاس و مأنوس بود و این دوستی و رفاقت، بعدها هم در شکل همرزم و همکار ادامه پیدا کرد؛ اما از بین سخنانی که مهندس ضرغامی درباره شهید مقدم گفت و خاطراتی که از وی نقل کرد، دو نکته بسیار مهم مرتبط با هم وجود داشت:
1- هنر حسنآقا استفاده از امکانات داخلی بود که یا دیده نمیشد و یا کمتر دیده میشد که برای انجام کارها و برنامههایش، با آنها شروع میکرد و کار و برنامه را معطل تأمین نیازها نمیکرد و با این روش، کار آغاز شده را به کاری درخور و بزرگ تبدیل میکرد
2- حسنآقا مظهر مدیریت داشتهها بود. حسنآقا در شناخت داشتهها بسیار تیزبین بود و ارزش آنها را میدانست و در کنار هم قرار دادن آنها و تبدیلشان به مجموعهای که خروجی شگرف داشته باشد، بسیار توانمند بود. این ویژگی در بهکارگیری نیرو، انتخاب مکان و تهیه ابزار و تجهیزات، بهوضوح دیده میشد. نبود امکانات مطلوب هیچگاه کار حسنآقا را متوقف نمیکرد.
سرجمع و خلاصه کار حسنآقا این بود که پس از جنگ وقتی موشک، محور راهبرد دفاعی ایران قرار گرفت، حسنآقا در قلب این راهبرد خیمه زد تا بنیه دفاعی کشور را به استحکامی برساند که فکر تهدید نظامی ایران، پیکر حرامیان را به لرزه اندازد که به لطف الهی به لرزه میاندازد. حسنآقا! روح بلندت به همراه ارواح یاران صادقت، شاد باد.
نظرها ()