آقا شيخ مرتضای زاهد
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٥
 

سلام

چند روز پیش یه نمایشگاه کتاب تو دانشکده ما برگزار شد. گرچه کتابهای زیادی نیاورده بودند ، ولی  همون چند تا کتاب مختصر خیلی پر بار بود. از اونجاییکه نمایشگاه به مناسبت بزرگداشت شهادت علامه شهید مرتضی مطهری وهفته معلم برگزار شده بود ؛اکثر آثار استاد رو به همراه یه سری کتاب در باب اخلاق ومعرفت نفس واز همه مهمتر ازدواج !!! آورده بوند.من هم باتوجه به پولی که واسم مونده بود دوسه تا کتاب گرفتم از جمله کتاب جاذبه ودافعه حضرت علی(ع)،فلسفه منطق ویکی دیگه که الان تو ذهنم نیست.اما روز آخر یه کتابی توجه منو به خودش جلب کرد.یه کتاب با جلد مشکی ،ساده، که روش یه عکس قدیمی از یه روحانی بود ونوشته بود آقا شیخ مرتضای زاهد.چون از قبل یکی دوبار این اسم رو شنیده بودم تصمیم گرفتم این یکی رو هم به لیست خودم اضافه کنم.

 خداییش کتاب عجیبیه . بابا اونا کجا و ما کجا.کنار گذاشتن کتاب برام سخت شده بود.متن کتاب بصورت داستانیه واسم هر داستان رو هم با گام یکم، گام دوم و... مشخص کردند.یکی از اونها رو با هم بخونیم :

حاج آقای مجتهدی که برنامه هاشون الان از تلویزیون شبکه دو وسیمای قرانی پخش میشه، نقل کردند که:

« مقداری پول به عنوان سهم سادات به آقا شیخ مرتضی زاهد دادند تا آن را به اهلش برساند. او آن اسکناسها را در لای کتابی میگذارد و بعد از مدتی آن پولها از یادش می رود.

یک روز صدای در خانه آقا شیخ مرتضی بلند می شود. او خودش در را باز می کند. مردی با قیافه سادات در جلوی در ایستاده بود. آن آقای سید به آقاشیخ مرتضی می گوید:آقای آشیخ مرتضی! حضرت بقیه الله الاعظم (عج) به شما سلام رساندند وفرمودند به شما بگویم ، شما مبلغی را که مدتی پیش به عنوان سهم سادات گرفته اید ولای فلان کتاب گذاشته اید ویادتان رفته است تا آن را به مستحقش برسانید. وآقا شیخ مرتضی می رود وآن پول را درست ار همان صفحه واز لای همان کتاب برمی دارد و به مصرف اهلش می رساند»

وبه راستی مقام ودرجه ای افتخار آمیزتر از اینکه آقایی به انسان سلام برساند که همه انبیا واولیا آرزوی درک زمانه ظهورش را داشته اند.

همان آقایی که وقتی بیاید پرچم ولوای اسلام در همه گیتی به اهتزاز دربیاید.

همان آقایی که وقتی بیاید در هر نقطه ای از جهان ، بانگ وآوای وحدانیت وشهادت به رسالت حضرت ختمی مرتبت پیامبراعظم(ص) طنین انداز شود.

همان آقای که وقتی بیاید همه مردم را به ولایت امیرالمومنین(ع) فرامی خواند.

وقتی بیاید جهان در آسایش وآرامشی کم نظیر قرار می گیرد.

وقتی بیاید مردم آرزو کنند که ای کاش نیاکانشان زنده بودند واین روز های فرخنده را می دیدند.

 

 این روز ها که می گذرد هر، روز در انتظار آمدنت هستیم

اما با ما بگو آیا ،ماهم در زمان آمدنت هستیم؟