چه روز تلخی....
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۳
 

چهار سال!!!!

خیلی راحت می گی چهار سال،

ولی برای یه پدر و مادر، برای یه برادر و برای خیلیها چهار سال ،چهل سال شد!

امروز صبح ابراهیم یه پیام داد

کوتاه ولی یه دنیا حرف:

21/1/89 چه روز تلخی...

پ.ن: از همه دوستان و رفقا و حتی اونایی که نمیشناسمشون و دراین مدت به خانواده این حقیر و این بنده سراپا تقصیر لطف داشتند، ممنونم

مطمئنم اگر سیدسجاد خودش هم بود از شما تشکر می کرد

دیشب وقتی سر چهارراه شهدا بنری که بچه های پیرعلم و سیدجلال رو بیلبورد زده بودند رو دیدم خیلی خوشحال شدم ویادم اومد که نوکری در خونه اهل بیت (ع) چه مقامی به آدم میده

 

 


 
 
برنامه ماه صفر هیئت انصار الحسین(ع)
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩۱
 

 

آدرس: بابل چهارراه شهدا- خیابان یوسفپوری - مسجد قهاریه


 
 
خیمه ماه محرم زده شد در دل ما..
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠
 

ای در غم تو ارض و سما خون گریست.. حسین

 

 یه نوحه و یه غزل مصیبت زیبا و جانسوز از

ذاکر اهل بیت،  مهاجر الی الله

 کربلایی سید سجاد مشهدسری


نوحه: مرغ دل یک بام دارد دو هوا

 غزل مصیبت: آسمان در نظرم....

ـــــــــــــــــــ
دوستان برای دریافت اشعار ویژه ماه محرم و صفر و مناسبتهای دیگه به وبلاگ تخصصی حسینیه
مراجعه بفرمایند

 
 
وقتش رسیده است...
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٩
 

دانلود نوای قبلی وبلاگ

ـــــــــــــــــــ

وقتش رسیده است،که سلمان مان کنی

مجذوب چند آیه ی قرآن مان کنی

ما بت پرست کعبه ی عشقیم،یاحسین

قرآن ز نی بخوان که مسلمان مان کنی

ما ذهن مان به درک مقامت نمی رسد

ای کاش مور ملک سلیمان مان کنی

قدری ز روی نیزه برای خدا بخند

تا آشنا به واژه ی عرفان مان کنی

با صوت جانگداز لب سنگ خورده ات

مانند زلف خویش،پریشان مان کنی

دنبال نیزه ی تو به هر سو دویده ایم

چیزی نمانده بی سروسامان مان کنی

مجنون تان شدیم وبه جای کویر ودشت

می خواستی که مرد نیستان مان کنی

ما تشنه ایم،حضرت آقا نمی شود؟

مهمان چند قطره ی باران مان کنی

ما را گدای خانه ی خود کن،همین بس است

کی گفته ایم حاجی دکان مان کنی!؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مطلبی رو حتما باید به عرض برسونم

شعر زیبای بالا از شاعر گرانقدر اهل بیت(ع) آقای وحید قاسمی هست که بعضی از دوستان به اشتباه تصور کردند که بنده این شعر رو سرودم

در اینجا از همه پوزش می خوام

منبع: سایت بی پلاک


 
 
و اینک محرم....
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٩
 

سال‌ها سال‌های ماتم توست
مـاه‌ها تـا ابـد محرّم توست
غم تو آتشی است عالم سوز
داغ تـو تازه می‌شود هر روز
آه، چون آهِ سینه سوز تو نیست
هیچ روزی بسان روز تو نیست
کربـلای تـو عالم است حسین!
لحظه‌هایت محرّم است حسین
روزها همچنـان هـزارة توست
هـر دلـی بـزم یـادوارة توست
ای خـدا داغــدارِ مــاتم تـو
خونبهـای تــو، صاحبِ دم تو
خاک صحرای سرخ خون، مُشکت
آب‌هـا تشنــة لـب خشـکت
خــارهای بـلا گـل یــاست
بحرهـا سینـهْ چـاک عبّاست
عَلم نصر تو به دست خداست
سایه‌بانِ تمامِ هست خداست
بـه هـلال محـرّمت سـوگند
به دم و صاحبِ دمت سوگند
بـه خلوص و وفای انصارت
بــه علمـداریِ علمــدارت
به غلامت که مثل اکبر خویش
برگرفتیش سخت در بر خویش
بـه زهیری که شد ز مهر تو پر
بـه گذشت تـو و به خجلت حر
بـه عـلی‌اکبر و بـه زخم تنش
که چو گل برگ برگ شد بدنش
بـه تلظّـیِ طفـل خامــوشت
ذبح لبْ تشنه بـر سـر دوشت
بـه دلِ از سنـان دریـدة تـو
بـه سـر از قفـا بریـدة تــو
بــه تـنِ روی خاک، عریانت
بــه شهیـدانِ عیـدِ قربـانت
بـه پیـام‌آور دمـت زیـنب
پـاسدار محـرَّمت زیـنب
همه جا پر از این نداست حسین
که علمدار تو خداست حسین
عاشقانی که با تو هم قسمند
سینه زن‌های پای این علمند
ای سـرشک پیمـبران دم تو
اشک‌ها تـا صف جزا، کمِ تو
چشم «میثم» همیشه بر کرمت
سیـل اشکش مسافـرِ حرمت

استاد غلامرضا سازگار

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هیچ وقت صدای چاووشی سجاد از ذهنم نمیره....

سوزناک ترین چاووشی...

هرکه دارد به سرش شور و نوا بسم الله

هرکه دارد سر همراهی ما بسم الله

هر که دارد هوس کرببلا............بسم الله

الا بذکر الحسین تطمئن القلوب...

آه...

 


 
 
جشن میلاد امام حسین(ع)
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸٩
 

اولین سالی که ما تو خونه مون جشن میلاد آقا اباعبدالله الحسین(ع) رو برگزار کردیم سال 67 بود

زمستون بود...

هوا حسابی گرفته بود

مامان گفت: اگر بارون بیاد کارمون زار میشه.ناراحت

بابا گفت: امام حسین خودش درست می کنه...لبخند

آقا خودش درست کرد.. چه درست کردنیچشمک

انگار ابرها با تمام قدرت گریه می کردنخنده

بابا با همون پیکان وانت می رفت مردم رو از دم مسجد سوار می کرد میاورد

مامان گفت چند نفر میشن

بابا گفت بود هیچی بابا! فقط یه 20-25 از دوستام!!!!

با حساب اونهایی خودشون اومده بودن 75 نفر میشدننیشخند!!!!

شام آبگوشت بود...

...

امسال از اون روز 22سال میگذره ما امسال 23 جشن رو داریم برگزار می کنیم انشاءالله

به لطف خدا و مدد آقا سال قبل ما 2500 نفر رو پذیرایی کردیم و انشالله امسال کمی بیشتر

بیشتر از همه چیزی که به چشم میاد.... جای خالی سید سجادهگریه

منتظر شما هستیم

چهارشنبه همراه با نماز مغرب و عشا

یاحسین