داستان ما و کدخدایی که نمی‌خواست فرفره بسازیم
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ بهمن ۱۳٩٢
 

ما فرفره نداشتیم. بچه‌های کدخدا داشتند اما همبازی ما نبودند که دست ما بدهند. مسعود و مجید نقشه‌اش را کشیدند و مصطفی بند و بساطش را جور کرد. ما که فرفره‌دار شدیم، لبخند نشست روی لبهای بابابزرگ. گفت: «دیدید می‌شود، می‌توانید
از ترس بچه‌های کدخدا، داخل خانه فرفره بازی می‌کردیم. مبادا ببینند و به تریج قبایشان بربخورد. اما خبرها زود در دهکده ما می‌پیچید
خبر که به گوش کدخدا رسید، داغ کرد. گفت: «بیخود کرده‌اند. بچه رعیت را چه به فرفره بازی.» و گیوه‌اش را ورکشیده بود و آمده بود پیش عمو محمد به آبروریزی.
(
بعداً شنیدیم که همان روز، کدخدا دم گوش میرآب گفته: «این اول کارشان است. فردا همین فرفره می‌شود روروک و پس فردا چرخ چاه.» بیشتر موتورپمپ‌های آب ده، مال کدخدا بود.)
عمو محمد که صدایمان کرد، فهمیدیم کار از کار گذشته. فرفره را برداشت و گذاشت داخل گنجه. درش را قفل کرد و کلیدش را داد دست بچه‌های کدخدا. که خیالشان راحت باشد از نبودن فرفره.
رفتیم پیش بابابزرگ با لب و لوچه آویزان. فهمید گرفتگی حالمان را. عموها را صدا زد. به عمو محمد گفت: «خودت کلید را دست کدخدا دادی و خودت پس می‌گیری.» عمو محمد مرد این حرفها نبود. همه‌مان می‌دانستیم. بابابزرگ گفت: «بروید و قفل گنجه را بشکنید.» عمو محمود گفت: «کی برایتان فرفره خرید؟ کدخدا؟!» گفتیم: «نه عمو جان! خودتان که می‌دانید، خودمان ساختیم!» گفت: «دیگر بلد نیستید بسازید؟» گفتیم: «چرا!» گفت: «بهترش را بسازید.» و رفت در خانه کدخدا به داد و بیداد. صدای بگومگویشان ده را برداشت. این وسط ما، قفل گنجه را شکستیم و بهترش را ساختیم.
بچه‌های کدخدا فهمیدند. کدخدا گر گرفت. داد زد: «یا فرفره یا حق آب!» و به میرآب گفت که آب را روی زمینهای همه‌مان ببندد. کار سخت شد. عموها از هزار راه ندیده و نشنیده، آب می‌آوردند سر زمین. که کشتمان از بی‌آبی نسوزد. مسعود را گرفتند و کتک زدند. زورمان آمد. مجید به تلافی‌اش، روروک ساخت. کدخدا گفت که گندم و تخم‌مرغ هم ازمان نخرند. مجید و مصطفی را هم گرفتند و زدند. صدای عمو محمود، هنوز بلند بود اما گوشه و کنایه‌ها شروع شد. عمو حسن جمعمان کرد و گفت: «این جور نمی‌شود. هم فرفره شما باید بچرخد و هم زندگی ما.» از بابابزرگ رخصت گرفت و قرار شد برود و با خود کدخدا حرف بزند. وقتی که برگشت، خوشحال بود. گفت: «قرار شده روروک را خراب کنیم اما فرفره دستمان باشد. آنها هم تخم‌مرغمان را بخرند و هم کمی آب بدهند.» بابابزرگ گفت: «کدخدا سر حرفش نمی‌ماند.» عمو حسن گفت: «قول داده که بماند. ما فرزندان شماییم. حواسمان هست
بچه‌های کدخدا آمدند و روروک را، جلوی چشمهای خیس ما، خراب کردند. عموحسن آمد و فرفره را گذاشت پیش دستمان و رفت که با کدخدا قرار و مدار بگذارد. دل و دماغی نداشتیم برای چرخاندن فرفره. مهدی گفت: «وقت زانو بغل کردن نیست. باید چرخ چاه بسازیم. کدخدا از امروز ما می‌ترسید نه دیروز فرفره و روروک ساختن‌مان.» بابابزرگ لبخند زد.
عمو حسن هر روز با کدخدا کلنجار می‌رفت. یک روز خوشحال بود و یک روز از نامردی کدخدا می‌گفت. ما می‌شنیدیم و بهش «خدا قوت» می‌گفتیم.

بچه‌ها داشتند بالای پشت بام یواشکی چرخ چاه می‌ساختند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ ن برای کسانیکه به وطنشان عشق می ورزند.

 

 


 
 
امروز قرن ۲۱ است!!!!
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٢
 

 

 

امروزصدای آهنگهای لس آنجلسی آنقدر بلندست که فریادهای«حاج مهدی باکری» بگوش نمیرسد!!!
امروزهمه
«حاج ابراهیم همت» را با اتوبان همت می شناسند!!!
امروز نام
شهید رابرای اینکه بچه ها خشونت طلب بار نیایند ازکوچه ها برداشته و نام نگینوجاوید میگذارند!!!!
امروز
ستارگان هالیوود آنقدر زیادندکه دیگر کسی ستارگان درخشان کربلای ایران را نمی بیند!!!!
امروز همه به دنبال
کسب نام هستند و گمنامی فقط برای شهدا به ارث رسیده است!!!!
امروز
جانبازانموجی را از اجتماع دور نگه می دارند تا آسیبی به افکار عمومی نرسانند!!!
امروز کسی نمیداند،
مهدیباکری در وصیت نامه خود ازخدا خواسته بود جسدش برنگردد و تکه ای از زمین را اشغال نکند!!!
امروزکسی نمیداند، شب عملیات
خیبر حاج مهدی باکری، برادرش حمید باکری راجاگذاشت و رفت!!!
امروزکسی نمی داند
مهدی زین الدین، رتبه چهار کنکور سراسری را داشت!!!!
امروز کسی نمی داند
تکه های پیکر شهیدی را درون گونی برای خانواده اش فرستاده بودند!!!
امروز
مانتو ها روز به روز تنگ تر و کوتاه تر می شود!!!!
امروز اصغر فرهادی صلح طلبی ملت ایران را در بوسیدن روی کیت بکینسل می داند!
امروز اصلا
شهیدی نیست که بخواهد ما را ببیند!!!
امروز
قرن ۲۱ است!!!!


 
 
 
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢
 


 
 
اصلح کیست؟
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٢
 

 

 

20 برش کوتاه از فرمایشات 70 روز اخیر رهبر حکیم انقلاب درباره رئیس‌جمهور مطلوب*

اهمیت توان مدیریت اجرایی

1-آن کسانى که داوطلب می‌شوند، اشتباه نکنند؛ بدانند مدیریت اجرایى کشور یعنى چه. نه در ارزیابى نیازى که کشور به یک قدرت اجرایى دارد، اشتباه کنند، نه در ارزیابى توان خودشان اشتباه کنند. اگر ارزیابى درستى انجام دادند، بیایند توى میدان؛ ملت هم نگاه می‌کند، انتخاب می‌کند.

2-در بین این کسانى که تشخیص داده شد صالحند، مردم می‌گردند، تحقیق می‌کنند، از افراد می‌پرسند، از آدم‌هاى مورد اعتماد سؤال می‌کنند، به سوابق نگاه می‌کنند، به شعارها نگاه می‌کنند، به حرف‌ها و گفته‌ها نگاه می‌کنند، سپس تصمیم‌گیرى می‌کنند.

فرمایشات حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در حرم مطهر حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام

اول نوروز 92

3-مدیریت عالی اجرایی کشور، کار بزرگی است، کار مهمی است. یک کلمه اثر می‌گذارد؛ یک اقدام کوچک یا بزرگ از سوی مجریان درجه یک کشور اثر می‌گذارد؛ دستگاه اجرایی این‌جور است. خدمت آنها، برای کشور تأثیرات عمیق دارد؛ خدای نکرده کوتاهی و تقصیر آنها، تاثیرات منفی زیادی دارد. اینها موجب می‌شود من و شما که می‌خواهیم انتخاب کنیم، دقت کنیم. تعهد را، تدین را، آمادگی را، توانایی‌ها را بسنجیم؛ طبق تشخیص عمل کنیم. کسانی هم که می‌خواهند صلاحیت‌ها را ملاحظه کنند و بر اساس آن تصمیم‌گیری کنند، همه چیز را در کنار هم باید ببینند .

فرمایشات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در دیدار دست‌اندرکاران برگزارى انتخابات‌
16 اردیبهشت 92

خداباوری، مقاومت و تدبیر 

4-نامزد انتخابات باید به خدا و به این انقلاب و به قانون اساسى و به این مردم ایمان و اعتقاد داشته باشد.

5- این ملت اهداف بلندى دارد، کارهاى بزرگى دارد، تسلیم نیست، کسى نمی‌تواند با این ملت با زبان زور حرف بزند. کسانى که در رأس قوه‌ اجرایى قرار می‌گیرند، باید کسانى باشند که در مقابل فشارهاى دشمنان مقاوم باشند؛ زود نترسند، زود از میدان خارج نشوند؛ این یکى از شرط‌هاى لازم است

6-کاندیداها باید] انسان‌هاى با‌تدبیرى باشند، با حکمت باشند. ما در سیاست خارجى گفتیم «عزت و حکمت و مصلحت»؛ در اداره‌ کشور هم همین جور است، در مسائل داخلى هم همین جور است، در اقتصاد هم همین جور است؛ باید با برنامه، با حکمت، با تدبیر، با نگاه بلندمدت و همه‌جانبه، با یک هندسه‌ صحیح کارها را مشاهده کنند، نگاه کنند، وارد میدان شوند

فرمایشات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در حرم مطهر حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام اول نوروز 92 

7- آنچه ما در این سال‌هاى طولانى از خیرات و برکات به دست آورده‌ایم، به برکت هدف‌هاى انقلاب بوده است؛ هر جایى ما کم آوردیم، عقب ماندیم، شکست خوردیم، به خاطر غفلت از هدف‌هاى انقلاب اسلامى و هدف‌هاى اسلامى بوده است.

8- کسانى سر کار بیایند که مصداق: «انّ الّذین قالوا ربّنا الله ثمّ استقاموا» باشند؛ اهل استقامت، اهل ایستادگى باشند؛ زرهى پولادین از یاد خدا و از توکل به خدا بر تن خودشان بپوشند و وارد میدان شوند.

9- شعارها را نگاه کنید، ببینید شعارهایى که تعیین می‌کنند، چه جور شعارهایى است؟ گاهى بعضى‌ها - البته اشتباه می‌کنند - براى جلب آرا، شعارهایى می‌دهند که این شعارها از حدود قدرت و اختیاراتشان بیرون است؛ اینها را مردم هوشمند ما می‌توانند بشناسند، مراقبت کنند، دقت کنند.

فرمایشات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در دیدار اقشار مختلف مردم‌

 25 اردیبهشت 92

جامع‌الاطراف بودن 

10-رئیس‌جمهور، هم باید کارى باشد، هم باید مردمى باشد، هم باید مقاوم باشد، هم باید ارزشى باشد، هم باید باتدبیر باشد، هم باید پایبند به قوانین و مقررات باشد - مجرى قانون است - هم باید درد مردم را احساس کند، هم باید طبقات مختلف مردم را ببیند؛ اینها خصوصیاتى است که در انتخاب آن کسى که ما می‌خواهیم کلید اجرایى کشور را به او بسپاریم، نقش دارد

فرمایشات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در دیدار دست‌اندرکاران برگزارى انتخابات‌
16 اردیبهشت 92

متخلّق به اخلاق اسلامی 

11-[رئیس‌جمهور] باید تهذیب اخلاقى داشته باشد؛ نپرداختن به حواشى. اینها چیزهاى لازمى است. تکیه این بوده است که براى مردم هزینه درست نکنند، مشکل درست نکنند، دغدغه‌آفرینى نکنند، مردم را دچار تشویش و نگرانى نکنند؛ البته وعده‌ بی‌خود و بى‌مبنا هم ندهند، در باغ سبزهاى بى‌منطق هم باز نکنند؛ منطقى، معقول، منطبق با واقعیت و با توکل به خداى متعال حرکت را پیش ببرند

برنامه داشتن برای اقتصاد و رفاه ملت 

12- روزمره فکر کردن در مسائل اقتصادى، مضر است؛ تغییر سیاست‌هاى اقتصادى به طور دائم، مضر است - در همه‌ بخش‌ها، بخصوص در اقتصاد - تکیه کردن بر نظرات غیرکارشناسى، مضر است؛ اعتماد کردن به شیوه‌هاى تزریقى اقتصادهاى تحمیلى شرق و غرب، مضر است. سیاست‌هاى اقتصاد باید سیاست‌های «اقتصاد مقاومتى» باشد - یک اقتصاد مقاوم - باید اقتصادى باشد که در ساخت درونى خود مقاوم باشد، بتواند ایستادگى کند؛ با تغییرات گوناگون در این گوشه‌ دنیا، آن گوشه‌ دنیا متلاطم نشود؛ این چیزها لازم است. رئیس‌جمهورى که می‌خواهد این کشور بزرگ را اداره کند، این راه پرافتخار را به کمک مردم و براى مردم طى کند، باید اینچنین خصوصیاتى داشته باشد.

فرمایشات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در دیدار کارگران و فعالان بخش تولید کشور
هفتم اردیبهشت‌ 92

13- شما که در انتخابات شرکت می‌کنید، دنبال یک فرد اصلحى می‌گردید که بتواند کشورتان را با همین سرعت، بلکه بیش از این، پیش ببرد؛ هم در عرصه‌ مادى، هم در عرصه‌ معنوى. شما دنبال انتخاباتید، براى اینکه کسى یا کسانى، دولتى، رئیس‌جمهورى بتواند عزت شما را بالا ببرد، استقلال شما را عمیق‌تر کند، وضع زندگى شما را بهتر و مرفه‌تر کند، گره‌ها را باز کند، امید و شور و شوقى در کشور به‌وجود آورد

14-[کاندیداها] آنچه براى مردم لازم است، آنچه فوریت بیشترى دارد، آنچه با واقعیات و امکانات کشور سازگار است، آنچه به افزایش قدرت درونى ملت مى‌انجامد، آنها را در شعارهای‌شان بگنجانند؛ این یکى از معیارهاست

فرمایشات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در دیدار اقشار مختلف مردم‌

 25 اردیبهشت 92

رئیس‌جمهور باید «اصلح» باشد 

15- شوراى محترم نگهبان، خب! مردمانى پرهیزکار، متقى و آگاهند؛ طبق قانون تشخیصى می‌دهند و عده‌اى به عنوان افرادى که صالحند، معرفى می‌شوند؛ من و شما باید نگاه کنیم ببینیم در بین این صالح‌ها کدام صالح‌ترند، کدام بیشتر به درد مردم می‌خورند، کدام بیشتر می‌توانند این بار سنگین را بر دوش بکشند و با امانت کامل این راه را ادامه دهند و پیش ببرند؛ این را باید من و شما نگاه کنیم، ببینیم، بشناسیم. از افرادى که ممکن است ما را هدایت کنند، راهنمایى کنند، کمک بخواهیم؛ بالاخره خودمان را به حجت شرعى برسانیم. اگر انسان طبق حجت شرعى کار کرد، چنانچه بعداً غلط هم از آب دربیاید، باز سرفراز است، می‌گوید من تکلیفم را عمل کردم اما اگر طبق حجت شرعى عمل نکنیم، بعد خطا از آب دربیاید، خودمان را ملامت خواهیم کرد؛ عذرى نداریم، حجتى نداریم.

16- آنچه مهم است، این است که مردم علاوه بر همت بر حضور، همت بر انتخاب خوب هم داشته باشند. یک انتخاب خوب، یک انتخاب درست، نه فقط در طول 4 سال، گاهى در طول ده‌ها سال تأثیراتش براى کشور باقى می‌ماند. براى انتخاب خوب باید فکر کرد، باید معیارها را شناخت. من ان‌شاءالله در آینده مطالبى عرض خواهم کرد اما اجمالاً معیار اصلى این است که کسانى سر کار بیایند که همتشان بر حفظ عزت و حرکت کشور در جهت هدف‌هاى انقلاب باشد

17- مردم نگاه کنند به اظهارات داوطلبی که می‌تواند برای کشور، آینده، عزت ملی، ایستادگی مقابل دشمنان و الگو کردن جمهوری اسلامی در چشم مستضعفان جهان تلاش کند، به او رای دهند

18- رهبری، یک رأی بیشتر ندارد. بنده‌ حقیر مثل بقیه‌ مردم، یک رأی دارم؛ این رأی هم تا وقتی در صندوق انداخته نشود، هیچ کس از آن مطلع نخواهد بود. حالا ممکن است آن کسانی که صندوق دست آنهاست، بعد باز کنند، خط این حقیر را بشناسند، بفهمند بنده به چه کسی رأی دادم اما تا قبل از رأی دادن، کسی مطلع نخواهد شد.

19- اینجور نیست که کسی بیاید نسبت بدهد که رهبری نظرش به فلان است، به بهمان نیست. اگر چنین نسبتی داده شد، این نسبت درست نیست. البته این روزها با این وسایل عجیب رسانه‌ای کنونی ــ‌ این پیامک‌ها و امثال اینها ــ متأسفانه حرف‌های گوناگون، نسبت‌های گوناگون به اشخاص گوناگون، رواج دارد

20- در نهایت، رأی مردم تعیین‌کننده است. آنچه اهمیت دارد، تشخیص شما و رأی شماست. باید خودتان تحقیق کنید، ملاحظه کنید، دقت کنید، از انسان‌های مورد اعتمادتان بپرسید، تا به «اصلح» برسید و اصلح را انتخاب کنید.

فرمایشات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای
در حرم مطهر حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام/ اول نوروز 92


 
 
دیروز، امروز، فردا
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۱
 

چند شب پیش با بزرگواری که از نسل اول انقلاب هستند داشتیم صحبت می کردیم در باره مسائل روز

موضوع صحبت به 22 بهمن کشیده شد

من اظهار تعجب کردم که چطور عده ای  میگن که مردم بخاطر ساندیس و... میان راهپیمایی؟

اون بزرگوار گفت: تعجبی نداره. این داستان قدیمیه

گفتم چطور؟

گفت: من خودم روزهای پایانی انقلاب در تهران در حال تحصیل بودم. اون مدت رو خونه یکی از آشنایان سکونت داشتم

صاحبخونه ظاهرا از افراد شهربانی بوده ،من خودم یواشکی تو تظاهرات شرکت می کردم حتی در روز 17 شهریور 57 هم در میدان ژاله بودم و انبوه جمعیت رو می دیدم

یه بار از دهنم پرید و گفتم امروز تظاهرات خیلی شلوغ بود و مردم زیادی  اومده بودند

صاحبخونه عصبانی شد و گفت: کی گفته؟ کسی نبود!! اون چندنفری هم که اومده بودند بهشون پرتقال داده بودند اومده بودن اینا به خاطر پرتقال میان تو خیابون!!!!!!!!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

واقعا جالبه 

دیروز پرتقال

امروز ساندیس

فردا چی می گن؟


 
 
حمیت دینی بالاترین مدال!
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱
 

یکشنبه شب، استادیوم المپیک لندن شاهد صحنه‌ای بود که بسیاری از رسانه‌های انگلیس نتوانستند تحمل کنند و آن را به موضوعی جنجالی تبدیل کردند. موضوع از این قرار بود که مهرداد کرم‌زاده، ورزشکار ایرانی که در رقابت‌های پرتاب دیسک کلاس f24 مردان موفق به کسب مدال نقره مسابقات پارالمپیک شده بود، هنگام دریافت مدال خود از «کیت میدلتون» همسر «پرنس ویلیام» با وی دست نداد. پس از آن، روزنامه‌های انگلیسی گاردین، تلگراف، اکسپرس و دیگر رسانه‌های انگلیسی با درج عکس و خبر این اتفاق و تبدیل آن به تیتر اول، هیاهو و سر و صدا ایجاد کردند. سخنگوی کاخ سنت جیمز نیز در واکنش به این قضیه اعلام کرد «کیت میدلتون» از دست ندادن برخی ورزشکاران مسلمان با زنان مطلع بوده است؛ اما برای اهدای این جوایز اصرار داشت. خود وی نیز گفت که پیش از برگزاری مراسم اهدای مدال‌ها از این امر مطلع بود و با خوشحالی به خواسته وی (ورزشکار ایرانی) احترام گذاشت. در تفاوت بین رفتار عروس ملکه انگلیسی و ورزشکار غیرتمند ایرانی، نکته‌ای ظریف وجود دارد که دقت به آن، ارزش وجه‌تمایز این اتفاق را بیشتر می‌کند، اینکه پرنسس انگلیسی با هدف کاملاً سیاسی اجتماعی که بتواند برای دربار ملکه انگلیس در جامعه آن کشور و افکار جهانی وجهه کسب کند، بر اهدای جوایز ورزشکاران پارالمپیک که از چشم افکار عمومی بر اهدای جوایز المپیک برتری داشت، اصرار ورزید و ورزشکار با اعتقاد ایرانی با نمایش و حفظ حمیت دینی و احکام اسلامی، با دست ندادن با وی که یک زن نامحرم اجنبی بود، به جهانیان اعلام کرد که در مهم‌ترین آوردگاه‌های ورزشی جهان نیز عمل به وظیفه دینی برای وی از هر چیز دیگری مانند دریافت مدال المپیک از دست پرنسس انگلیسی مهم‌تر است. برخورد هوشمندانه و مؤدبانه وی با پرنسس انگلیسی هنگام دریافت مدال این‌گونه بود که در زمان دریافت مدال، دست‌هایش را در پشت کمرش گره کرد و پس از آویخته شدن مدال به گردنش، با قرار دادن دو دست بر روی سینه، از پرنسس انگلیسی تشکر کرد.


 
 
جوجه بسیجی....!
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

کاربران شبکه‌های اجتماعی با انتشار تصویری قدیمی از به اسارت گرفتن گروهی از سربازان عراقی توسط یک نوجوان بسیجی نوشتند:

آقایان اماراتی: خوب به این عکس نگاه کنید!!!!

همین یه جوجه برای 7 پشتتان کافی استچشمکچشمکچشمک

 

 

ــــــ

 

ــــــــ

ــــــ

دانلود نوای جدید وبلاگ

با صدای زیبای آسید سجاد

ــــــــــــــــ

یافاطمه ای منشاء خیرو برکات

مهر تو بود قبولی صوم و صلات

فرمود نبی خدا گناهش بخشد

هرکس که فرستد برای تو صلوات

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ولادت با سعادت یگانه دردانه آفرینش، بضعه رسول، کفو علی و مادر یازده ولی و روز مادر و هفته زن برهمه بخصوص زنان و مادران پاکدامن ما مبارک باد


 
 
کار باید برای خدا باشد!
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

جعفربن یونس، مشهور به «شبلی» از عارفان نامی و پر آوازه قرن سوم و چهارم هجری است. وی استاد بسیاری از عارفان پس از خود بود. در شهری که شبلی می زیست، موافقان و مخالفان بسیاری داشت. در میان خیل دوستداران او، نانوایی بود که شبلی را هرگز ندیده و فقط نامی و حکایت هایی از او شنیده بود. روزی شبلی از کنار دکان او می گذشت. گرسنگی، چنان، او را ناتوان کرده بود که چاره ای جز تقاضای نان ندید، از مرد نانوا خواست که به او، گرده ای نام، وام دهد. نانوا برآشفت و او را ناسزا گفت. شبلی رفت.
در دکان نانوایی، مردی دیگر نشسته بود که شبلی را می شناخت. رو به نانوا کرد و گفت: «آیا می دانی آن مردی که الان از خود راندی و لقمه ای نان را از او دریغ کردی، شبلی بود؟!» نانوا، سخت منفعل و شرمنده شد و پریشان و شتابان، در پی شبلی افتاد و عاقبت او را در بیابان یافت. بی درنگ، خود را به دست و پای شبلی انداخت و اصرار کرد که: «منت بر من بگذار و شبی را در سرای من بگذران تا به شکرانه این توفیق و افتخار که نصیب من می گردانی، مردم بسیاری را اطعام کنم.» شبلی پذیرفت.میهمانی عظیمی بر پا شد. صدها نفر از مردم بر سرسفره او نشستند. مرد نانوا صد دینار در آن ضیافت هزینه کرد و همگان را از حضور شبلی در خانه خود خبر داد.بر سر سفره، اهل دلی روی به شبلی کرد و گفت: «یا شیخ! نشان دوزخی و بهشتی چیست؟» شبلی گفت: «دوزخی آن است که یک گرده نان را در راه خدا نمی دهد؛ اما برای شبلی که بنده ناتوان و بیچاره او است، صد دینار خرج می کند

نظر: به این داستان از زاویه دیگری نیز می توان پرداخت و آن اینکه برخی از ما شاید صدها کار مستحب و خیر انجام دهیم، اما از واجبات غافل باشیم، نذر و نذورات و مراسم مذهبی مستحب می گیریم، اما درباره واجبی چون نماز کاهلی و تنبلی می کنیم. به همین دلیل است که مولا علی(ع) می فرمایند: «مستحباتی که تو را از انجام واجبات باز می دارد، ترک کن.!!»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پانوشت: این پانوشت هیچ ربطی به مطلب بالا نداره چون فکر می کنم به انداه کافی نوشته بالا خودش گویا و رساست

این لینک:( خلیج فارس) صفحه ای از پایگاه دانشنامه آزاد ویکی پدیاست که صفحه مربوط به خلیج فارس خودمونه

اگر کمی به زبان انگلیسی تسلط داشته باشید و این صفحه رو مطالعه کنید ، خواهید دید که جز نام زیبای "خلیج فارس" از هیچ کلمه مجعول دیگه ای استفاده نشده

 


 
 
تحریم.. تحقیر!
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
 

این عکس گویاست و توضیح و تشریح نمی خواد

بنده فقط برای عرض شرمندگی و پوزش خواهی بابت دیرکرد بروز رسانی خواستم کلامی بنویسم

یاعلی

 


 
 
جوان ایرانی را درست بشناسیم
نویسنده : بچه هیئتی - ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠
 
سرانجام بازیگری که کشورش را ترک کرد و به سینمای هالیوود پیوست،چیزی جز بی اخلاقی نبود.

  خبرگزاری فارس: از نجابت «میم مثل مادر» تا بی‌اخلاقی در
 فیلمی غربی 
 
به گزارش مشرق به نقل از فارس، انتشار عکس نیمه برهنه «گلشیفته فراهانی» در فیس‌بوک و پس از آن دیگر سایت‌های اینترنتی واکنش بسیاری از سینما دوستان را برانگیخت که چرا بازیگری که یک روز با بازی در نقش مادری فداکار در فیلم «میم‌ مثل مادر» خوش درخشیده بود، با پناه بردن به سینمای غرب امروز افتخارش این است تا به حراج گذاشتن نجابتش، عکسش بر جلد یک مجله فرانسوی منتشر شده است.
آنچه که در ابتدا به نظر می‌رسید که توطئه‌ای است برای هرچه بدنام‌تر شدن این بازیگر فراری، در کمال تاسف اولین بار توسط خود او با افتخار در صفحه فیس‌بوکش منتشر شده است.
گلشیفته که روزی در عرصه سینمای ایران اسلامی فعال بود، پیش از این نیز برای بازی کردن در یک فیلم درجه ۳ یا ۴ غربی، تن به بازی در صحنه‌های غیراخلاقی داده بود، امروز با اینکارش بر آن ذره محبوبیت جا مانده در دل طرفدارانش به حرمت نقش‌هایی که در ایران آفریده بود، پشت پا زد.
گویا این عکس از فیلم کوتاهی به نام مکاشفه‌ها برداشته شده که بازتابی از تنش و ناراحتی غرب از انقلاب‌های عربی و بیداری اسلامی است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت: من فکر می کنم این حرکت به اتفاقاتی که اخیرا داخل کشور افتاده بی ربط نیست.
چرا که بعد از ترور دانشمندان هسته ای ما و اخیرا ترور شهید احمدی روشن موجی خروشان از اقبال دانشجویان ممتاز دانشگاهای کشور برای ادامه تحصیل در رشته تحصیلی شهید احمدی روشن یعنی مهندسی هسته ای و رشته های مرتبط با اون بود
نمونه اش هم تقاضای تغییر رشته 300 دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف بود
خب معلومه غربیها نمیتونن ببینن جوونای ما اینقدر سریع به این اتفاق پاسخی این چنینی دادند
بعلاوه این مسئله مطمئنا بازخورد های جهانی هم داره و نظر دیگران رو هم جلب می کنه
اینجاست که غرب دست بکار میشه تا با نیرنگی بسیار قبیح و کثیف به زعم خودش جوان مومن ایرانی طالب علم و شهادت طلبی رو در دیدگاه جهانیان فاسد نشون بده تا همگان تصور کنند جوانان ایرانی از انقلاب و آرمانهای انقلابی و اسلامی دور هستند درحالی که به هیچ وجه اینگونه نیست
زنده باد یاد وخاطره شهیدان هسته ای ایران اسلامی... راهشان پر رهرو باد