انسان گاهی بدون توجه، دانه ای از دستش به روی زمین می افتد و در لا به لای خاک ها گم می شود. کاه را از گندم جدا کرده و آن را به مصرف کاه گل می رساند و خیال نمی کند که دانه ای هم در اینجا موجود است. فصل بهار می رسد، گندم گمشده که به چشم نمی آمد سر از خاک بیرون می آورد و خود را به صورت جانداری درآورده می گوید من هستم. تو خیال کردی من گم شده ام، گم شدن در کار نیست.
انسان ها وقتی که تمام اعمال خود را نوشته و ثبت شده و حاضر می بیند با کمال تعجب می گویند: این چه نوشته ای است که کوچک و بزرگ را باقی نگذاشته مگر آن که همه را جمع آوری کرده است. «الدنیا مزرعه الاخره» یعنی در اینجا می کاریم و در آنجا برمی داریم.
قرآن کریم گاهی موضوع زنده شدن زمین را در فصل بهار برای شهادت بر توحید می آورد و گاهی به عنوان نمونه یک رستاخیز کوچک و تبدیل صورتی به صورت دیگر. خدا به ما هشدار می دهد همان طوری که در نظام جزئی زندگی زمینی شما، مردن و زنده شدن هست، هر تخمی و بذری که در یک فصل سال در زمین افشانده شود، در فصل دیگری همان بذر رشد و نمو می کند. در یک فصل به مناسبت آن فصل، آن تخم، جامد و افسرده و بی جان است و در فصل دیگر همان تخم به صورت زنده و جاندار ظهور می کند.
هر چیزی که زیاد و عادی شد، اهمیتش از نظرها می افتد، مردن و زنده شدن زمین از همین قبیل است. عمر طبیعی هر کدام از ما طوری است که در دوره زندگی خود بارها این سنت الهی را می بینیم ولی در نظر ما مهم نیست.
فرصت کوتاه عمر و زندگی دنیا تنها جایی است که انسان می تواند خود را برای ابدیت بسازد و این فرصت بی بدیل و بی نظیر هرگز تکرار نخواهد شد.
هر انسانی افزون بر این که خود را می سازد، با نیت و کارهایش، فضای آخرت خود را نیز می سازد. به این معنا که هر کسی بهشت و دوزخ خویش را می سازد و امکاناتی که در بهشت یا دوزخ در اختیار اوست همان چیزهایی است که انسان با خود از دنیا می برد. در حقیقت در آن جا تنها به درو و بهره برداری از محصول و کشته های خود می پردازد و هر آن چه در مزرعه دنیا و کشتزار آن کشت کرده را درو می کند.

برگرفته از بیست گفتار
استاد شهید مرتضی مطهری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نظرها ()