نامه 1

برای گفتن بعضی حرفها معذورم چون نمیخوام تا زمانیکه زنده ام کسی بفهمه

اما همین قدر میگم که حتی لحظه ای فراموشش نکردم

رابطه ما یه رابطه برادرانه ساده نبود

یادم نمیاد که ما باهم قهر کرده باشیم

نه اینکه جنگ ودعوا نداشتیم،نه

اما قهر نکردیم

تو سرو کله هم زدیم ولی خیلی راحت، انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده با هم حرف میزدیم ویه جورایی همدست بودیمJ تو کارامون

همیشه پشت هم بودیم نه رودروی هم

برادرهایی رو میشناسم که خودشون میگفتن چندساله که باهم قهر هستند و یک کلمه هم حرف نمی زنن

اما من و سجاد از کارشون تعجب می کردیم

 

یادمه وقتی برای تست پزشکی ورود به سازمان رفته بودیم یکی از تستها تست روانشناسی بود

دکتر رواشناس بقول امروزی ها مخی بود

منو صدا زد

وقتی روبروش نشستم ازم پرسید: چندسال بابرادرت اختلاف سنی دارین

گفتم حدودا یکسال نیم؛  البته کلاسی یکسال

پرسید: همیشه با هم بودین؟

گفتم آره

ـ هیچ وقت از هم جدا نشدین؟

گفتم تقریبا خیر، غیر از اون یکسال و نیم که من تنها بودم( خودم خندیدم)

دکتر خیلی جدی گفت : تاحال به این فکر کردی که یک روز از هم جدا بشین؟

گفتم خب ممکنه! مثلا من برم جنوب اون باشه اینجا یا برعکسش!

دکتر مکث کرد. یه نگاه خاصی کرد وگفت: منظورم اینه که اگه داداشتو از دست بدی چی؟

عصبانی شدم

گفتم لااقل یه زبونم لال می گفتین بد نبود

گفت جواب منو ندادی؟

گفتم خدا نکنه

دکتر گفت شما یه مشکلی دارین

یه لحظه ترسیدم منظورش رو نفهمیدم

ادامه داد: شما دوتا با اینکه دوقلو نیستین ولی زیاد بهم وابسته هستین

یه نفسی کشیدم خندیدم و گفتم چه میشه کرد....از اتاق اومدم بیرون

 

بعد از اون حادثه بارها حرف دکتر یادم اومد...

شاید اون این روزهارو می دید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خیلی از دوستان براشون سوال شده که چرا ما تا حالا قبر سید سجاد رو مثه بقیه قبرها درست نکردیم

یعنی حتی یه سنگ قبر ساده هم نذاشتیم

چند تا دلیل داشت

اول اینکه از اول ما فکر می کردیم که سیدسجاد طبق قانون شهید محسوب میشه

خیلیها به ما این مسئله رو گفته بودن و ما تقریبا اطمینان داشتیم

اما با کمال تعجب وقتی جواب کمیسون رو دیدم متوجه بی مهری و کم لطفی آقایون شدیم

حکم این بود: فوت حین مأموریت

خب در طول این مدت ما صبر کردینم تا مطمئن بشیم و اونوقت برای درست کردن مزار سیدسجاد دست بکار بشیم که اینطور شد

بعد از اون مسئله بازسازی مزار شهدا پیش اومد و قرار بود همه قبرهای اون منطقه یکدست بشه و طبق قولی که ما شنیده بودیم مزار سید سجاد هم در طرح بود

دوستان مستحضر هستند که این مسئله هم منتفی شد و این اتفاق نیفتاد

و اما مسئله آخر که شاید از دید بعضی از دوستان یک توجیه غیر منطقی باشه اینه که بنده تا بحال به چندین بنا مراجعه کردم، اعم از کسانیکه کارشون درست کردن مزارها وقبرهاست و خیلی های دیگه ولی متأسفانه کسی نتونست اون چیزی که مد نظر ما بود رو پیاد کنه و اکثرا گفتن کار ما نیست

ماه رمضان امسال یکی از آشنایان که حرفه شون بنایی هم هست، مسئولیت رو بعهده گرفتن ولی تقریبا بیش از دو سه ماه هست که بعلت کمر درد خانه نشنی شدند

حتی یکی از دوستان گرامی بنده، فردی که در کار خودش حرفه ای بود رو پیدا کرد ولی متأسفانه درست در روزی که قرار بود برای این کار بریم بارش شدید باران مانع کار ما شد و اون بنده خدا هم دیگه وقت نداشت

شاید خیلی از دوستان بفرمایند که چرا قبر رو مثل سایر قبرها درست نکردید تا این مشکلات پیش نیاد؟

باید عرض کنم که باتفاق نظر خیلی از دوستان میخواستیم قبر سیدسجاد در شأن ذاکر اهل بیت(ع) باشه، البته این به این معنی نیست که یک هزینه آنچنانی و طرح و نقشه خاصی مد نظر ما بوده باشه؛ اتفاقا طرح مورد نظر خیلی هم ساده و نشاندهنده بی ریایی و خلوص سید سجاده

مسئله اینجاست که دوستان تصور نکنن کوتاهی و قصوری صورت گرفته

باور کنید من به یکی از دوستان نزدیکم که خیلی اصرار داشت که زودتر اینکار انجام بشه گفتم: اگر شما میتونید، کسی رو پیدا کنیدتا این کار رو انجام بده! و اون بنده خدا هنوز داره یکی رو پیدا می کنه!!!!

/ 20 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
★ ساخت ابزار صلواتی ★

سلام دشمنتون شرمنده آها خوب عزیزم من اون آهنگو دانلود کردم. آهنگش همین طور بودش و منم بلد نیستم که آهنگشو از صدای روضه کمش کنم التماس دعا

تولدی نو

سلام طرح ختم زیارت عاشورا از هم اکنون تا پایان ماه صفر در صورت تمایل تعداد را در نظرات وبلاگ تولدی نو اعلام فرمایید با تشکر

اتاق سی

سلام / از روزی که سجاد رفت واسه ما یک عمر گذشت / برقرار باشی دلاور[گل]

اشک آتش

سلام راستش شاید فضولی به حساب بیاید اما به نظرم همین حالت خوب حال و هوای یک ذاکر مرید اهل بیت را نشان می دهد. مزار مادرسادات بی نشان است. شاید تلی از خاک غریبسان بقیع... بگذار نشان این غربت مدال افتخار دلدادگان خانم باشد التماس دعا

منتظر

سلام. واقعا کمتر از دو هفته فاصله زیادیه؟؟؟ پس من بدجوری هربار دیر می کنم... واقعا دوسال و هشت ماه گذشت؟؟؟ هیچ وقت اون روز و لحظه ای رو که خبر رحلتش رو شنیدم یادم نمیره... خدا رحمتش کنه که مطئنا کرده. هیچ وقت اون سفر عجیب و غریب راهیان نور رو یادم نمیره... خدا ما رو ببخشه یا علی علیه السلام

منتظر

من توی اون سفر اولین بار دیدمش. آدم عجیبی بود. صداش آدمو داغون می کرد. آخرین مداحیش رو که شنیدم بعد از نماز صبح توی یه مدرسه بود و بعدش برگشت و دقیقا 14 روز بعد شنیدن اون خبر تلخ... من که نمیشناختمش سوختم... خدا به شما صبر بده... یا علی علیه السلام

222

هدیه به روح پاکش صلوات . خدا به شما خیر دنیا عطا کند که یادش را زنده نگه میدارید

جشنواره فیلم مردمی عمار بابل

سلام برادر پایگاه اطلاع رسانی سومین جشنواره فیلم عمار در بابل راه اندازی شد. از شما و همه دوستان ارزشی برای فضا سازی در شهرستان دارالمومنین نیازمند همکاری هستیم همه دوستان ارزشی انشاء الله پای کار بیایند تا گفتمان انقلاب را از دریچه هنر هفتم فریاد بزنیم در صورت صلاحدید لوگوی ما را در وبلاگ قرار دهید یا علی

اتاق سی

سلام با مطلبی با عنوان "اعتراف" به بهانه بازگشت پیکر مطهر شهید حسن درستی به دیار ولایتمدار بابل بروزم

حسین

سلام! برادر دلم گرفت... ان شاءالله خدا به شما صبر بده و به ما توفیق ادامه دادن راه ایشون رو... و من الله توفیق! یاعلی...